غیبت افغانستان جدید در مذاکرات صلح

مذاکرات صلح افغانستان؛ هردم از این باغ بری می‌رسد

به نظر می‌رسد که در چانه‌زنی‌های مقدماتی برای مذاکرات صلح، خلای برجسته و نگران‌کننده‌یی مطرح است. با توجه به اطلاعات، ابراز نظر‌ها و اعلام مواضع برخی طرف‌های مذاکرات به فرض سهم گیری در مراحل بعدی گفت‌و‌گوها، چنین می‌نماید که مذاکرات به صورت حداکثری با روی‌کرد یک تعامل سیاسی صرف صورت می‌گیرد. تا این‌جا، نه تنها گروه‌های برجسته و مهم سیاسی و اجتماعی افغانستان در گفت‌و‌گوهای مقدماتی سهمی ندارند که حتا حکومت افغانستان نیز بیرون از گود قرار دارد. فارغ از آن، با توجه به اعلام موضع مقامات و دیپلومات‌های امریکایی در خصوص کم و کیف مذاکرات و دیدگاه‌های حکومت افغانستان در خصوص پروسه‌ی صلح، حتا نشانه‌ها و قراین اختلاف‌ نظرهای جدی در خصوص پروسه‌ی صلح میان حکومت افغانستان و ایالات متحده‌ی امریکا به میزان غالبی محتمل است. در کنار این خلا که از عدم حضور و سهم نیروهای سیاسی ملی افغانستان در گفت‌و‌گوهای مقدماتی ناشی می‌شود، برخی حوزه‌ها، جریان‌ها و ارزش‌های گسترده و مهم اجتماعی و مدنی اساسا هیچ نقشی حتا در طرح موضوع غیبت‌شان در مذاکرات صلح ندارند.

چند هفته پس از جدی شدن گفت‌و‌‌گوهای مقدماتی صلح، خانم سیماسمر، رییس کمیسیون حقوق بشر افغانستان ادعا کرده است که نقش قربانیان جنگ در گفت‌و‌گوهای صلح نادیده گرفته شده است. در سوی دیگر، سازمان ملل خواسته است که زنان به صورت معنادار در پروسه‌ی صلح مشارکت داده شود. چنین به نظر می‌رسد که غیبت گروه‌های مطرح اجتماعی و مدنی افغانستان و به صورت مشخص، زنان، جامعه مدنی و قربانیان جنگ در گفت‌و‌گوهای صلح به حدی جدی است که مقامات و مسوولین مربوط و دخیل در این حوزه‌ها، عملا وادار به ابراز واکنش شده‌اند.

واقع این است که در گفت‌و‌گوهای مقدماتی و احتمالا مذاکرات اصلی پروسه‌ی صلح به فرض پیشرفت در این جریان، یک حوزه به صورت جدی و آشکار نادیده گرفته شده است. این حوزه که با توجه به جنگ/ صلح اجتماعی، به نظر مهم‌ترین طرف طالبان و مخالفان مسلح باشند، افغانستان جدید است. افغانستانی که با ارزش‌هایی مثل حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی بیان، حقوق اجتماعی و سیاسی اقلیت‌های تباری و مذهبی، جامعه مدنی و موردهایی از این دست معارفه می‌شود. غیبت این سیمای افغانستان در مذاکرات صلح که در واقع یک طرف از منازعه‌ی افغانستان جدید و افغانستان جنگ‌زده و درگیر با خشونت است، می‌بایست به صورت جدی طرح و پی‌گیری شود. در مذاکرات صلح، خلق چنین پرسش و نگرانی به قطع حیاتی است که افغانستان جدید در کجای معادلات، گفت‌و‌گوها و پروسه‌های مرتبط به صلح قرار دارد؟ اگر این حوزه که بخش بزرگی از افغانستان نوین و در واقع طرف اصلی پروسه‌ی صلح و ادغام شورشیان با افغانستان دمکراتیک است، در مذاکرات و تعامل صلح سهیم و صاحب صلاحیت نباشد، به قطع، اگر نه منجر به ناکامی توافقات احتمالی صلح در بعد آمیزش اجتماعی و فرهنگی که به از دست رفتن یا دست‌کم مخدوش شدن ارزش‌های افغانستان جدید خواهد شد. حوزه‌یی که احتمالا بزرگ‌ترین یا تنها آبرو و دست آورد مأموریت نظامی و سیاسی طولانی، گزاف و پرطمطراق جامعه‌ی بین المللی به رهبری ایالات متحده در افغانستان است.

دیدگاه خود را بیان کنید