همه بر این مورد توافق دارند که افغانستان امروزی بسیار متفاوت از افغانستان پیش از ۲۰۰۱ است. در بیشترین مجالس دوستان بیرونی افغانستان، در شورای امنیت سازمان ملل تا بحث‌های مطرح رسانه‌‌ همه از افغانستان نو و نسل نو افغانستان یاد می‌کنند.

  • رامز بختیار

در دو دهه‌ی گذشته بیشتر از ۹۰۰ توافق رسمی صلح میان دولت‌ها در سراسر دنیا امضا شده‌اند، ولی پژوهش‌ها نشان می‌دهد که جهان کم‌تر به صلح دست یافته است، زیرا صلح تنها نیازمند یک تحول سیاسی نه، بل نیازمند تحول اجتماعی است که بدون مشارکت تمام گروه‌های اجتماعی ممکن نیست. جنگ چهل‌ساله‌ی افغانستان نیز ریشه در تضادهای درونی و عدم باورمندی سیاسیون به مشارکت، آزادی و عدالت دارد. در جهان امروزی، گفت‌وگوهای صلح به شیوه‌ی سنتی رفته‌رفته جایش را به یک روند فراگیر واگذار کرده است، ولی هیچ یکی از توافقات صلح در بیشتر از دو دهه‌ی گذشته به گونه‌ی کامل فراگیر نبوده‌اند. از همین ‌رو دنیای امروزی از دنیای دیروز کمتر صلح‌آمیز است. در این نوشته به ضرورت سهم‌گیری فراگیر در روند گفت‌وگوهای صلح افغانستان پرداخته‌ام.   

یکم؛ همه بر این مورد توافق دارند که افغانستان امروزی بسیار متفاوت از افغانستان پیش از ۲۰۰۱ است. در بیشترین مجالس دوستان بیرونی افغانستان، در شورای امنیت سازمان ملل تا بحث‌های مطرح رسانه‌‌ همه از افغانستان نو و نسل نو افغانستان یاد می‌کنند. نسل نو افغانستان بر اثر تلاش افغان‌ها و همکاری متحدان بین‌المللی افغانستان، به یک طرف بااعتبار مبدل شده ‌است. نسل نو افغانستان را میزان سن نه، بل یک شمار ارزش‌ها و باورها باهم گره می‌زند. این ارزش‌ها و باورها ممکن است برای خارجی‌ها از جمله‌ی «دست‌آوردها» حساب نشود، ولی برای نسلی که برای زنده نگهداشتن این ارزش‌ها قربانی‌های بی‌شماری داده است، یک دست‌آورد بزرگ خوانده می‌شود. این را نیز باید بدانیم که هیچ‌کس دیگری برای پاسداری از ارزش‌های ما به این‌جا نیامده است. این ما هستیم که باید برای حفظ و نگهداری این ارزش‌ها این‌جا بمانیم، کار کنیم و مسئولانه در مورد آینده‌ی این کشور نوشته کنیم و نظر بدهیم.

ما باید در مورد این‌که خواست ما از توافق احتمالی با طالبان چه است، گپ بزنیم و پیام ما را به افراد تصمیم‌گیر در این مرحله برسانیم. پرسش این نیست که آیا ما صلح می‌خواهیم یا نه، پرسش این است که آیا صلح برای ما تنها به معنی نبود جنگ است یا چیزی فراتر از آن. صلح برای من تنها به معنای امنیت فزیکی نیست، زیرا در زندان نیز همه در امن‌اند، ولی هیچ‌کسی دوست ندارند در آن چهار‌دیواری بماند. صلح برای من خفظ ارزش‌ها و دست‌آوردهایی است که همه‌ی ما برای دست یافتن به آن کار کرده‌ایم و قربانی داده‌ایم. منحیث یک جوان، برگشت به گذشته برای من به معنی پایان رمانی ‌است که در آن خواننده‌ قاتل ثابت می‌شود.   

دوم؛ بر بنیاد یک پژوهش تازه که توسط دانشگاه اپسالا در سویدن انجام شده‌ است، مشارکت گروهای اجتماعی موفقیت گفت‌وگو‌های صلح را افزایش می‌دهد. این پژوهش که در سال ۲۰۱۸ پخش شده است، ۸۳ توافق‌نامه‌ی صلح را در سراسر دنیا بررسی کرده است. این پژوهش نشان می‌دهد که مشارکت جامعه‌ی مدنی در گفت‌وگوهای صلح خطر ناکامی توافقات صلح را ۶۴ درصد کاهش می‌دهد. از این رو، مشارکت فراگیر بر خلاف این باور که افزایش طرف‌های گفت‌وگوکننده‌ی روند صلح را پیچیده می‌سازد، بر سهم‌گیری گروهای اجتماعی تأکید می‌کند. تعدد طرف‌ها در روند ممکن است این روند را زمان‌گیر بسازد، ولی اگر این حقیقت را نپذیریم که صلح یک روند طولانی و دشوار است، هرگز به صلح پایدار نخواهیم رسید.  

در ضمن، روند صلح نیازمند یک گفتمان باز و سراسری است. اگر روند مشوره‌دهی در مورد صلح با طالبان بسته و بر بنیاد پیش‌فرض‌های طرف‌های تصمیم‌گیر باشد، مشوره در این مورد بی‌معنا و نمایشی است. چیزی که تا اکنون شاهد آن بوده‌ایم. نسل نو افغانستان باید تصمیم بگیرند که چه بهایی را حاضرند برای صلح بدهند و از چه خطوطی عبور کرده نمی‌توانند. هیچ حکومتی نمی‌تواند به تنهایی در مورد سرنوشت یک نسل که دو سوم جامعه را تشکیل می‌دهد تصمیم بگیرد. سهم‌گیری و مشارکت به این معنا نیست که حکومت ما را برای مشوره‌ی یک ساعته به ارگ دعوت کند، مشارکت در پروسه‌ی صلح به معنی سهیم بودن ما در تصامیم است که قرار است آینده‌ی کشور، نظام، نهادهای مستقل و آزادی‌های ما را رقم بزند. سهم‌گیری در روند صلح، به معنای ادای مسئولیت‌های ما نیز است، مسئولیت ما در برابر روند صلح این است تا آغازگر یک گفتمان سازنده و مسئولانه باشیم. مسئولیت ما بسیج گروه‌های دیگر به حمایت از گفت‌وگو‌های صلح به رهبری افغانستان و به رهبری حکومتی است که نسل نو این کشور میراث‌دار اصلی آن است.

سوم؛ همه طرف‌های دخیل در گفت‌وگو‌های صلح افغانستان باید جزئیات را با مردم شریک بسازند. عدم آگاهی در مورد جزیات این گفت‌وگوها مردم را به آینده ناامید می‌سازد، خطر ناامیدی به آینده، شهروندان را به مهاجرت سوق می‌دهد. عدم داشتن یک تصویر روشن در مورد آینده، شهروندان را در مورد روند صلح بدبین می‌سازد و این بدبینی تلاش‌ها برای رسیدن به یک صلح پایدار را تضعیف می‌کند و ما فرصت موجود برای حل سیاسی این جنگ را از دست ‌خواهیم داد.   

حتا اگر دخیل ساختن همه‌ی گروه‌های اجتماعی در روند صلح دشوار و زمان‌گیر است، باید این کار را انجام داد، زیرا بدون مشارکت فراگیر صلح ممکن نیست.

1
دیدگاه بگذارید

avatar
1 نظرات
0 پاسخ ها
0 دنبال کنندگان
 
بیشترین واکنش
پرطرفدار ترین
1 نویسندگان دیدگاه
هارون ابراهیم خیل آخرین نویسندگان دیدگاه
  مشترک شدن  
جدید ترین قدیمی ترین بیشترین امتیاز
اطلاع رسانی کن
هارون ابراهیم خیل
مهمان
هارون ابراهیم خیل

چند نکته میخواستم بیان کنم: ۱. طالبان به چه حق میگویند ما زنان را اجازه میدهیم که …. زنان به اجازه آنها ضرورت ندارند، این نوع آزادی حق مسلم و بشری زنان است. ۲. باید طالبان جزئیات اینکه میگویند ” اما مطابق به اصول اسلامی” برای آنان چه معنی دارد. همه می فهمیم که طالبان قرآن کریم را به وجهه که مقاصد انان را مجاز سازد تحلیل و ترجمه کرده اند. ۳. اینکه اشتراک زنان درین نشست محدود بود بخاطر که آدرس زنان سیاسی و نمایندگان مردم معلوم نبود یک بهانه طفلانه است. چطور امکان دارد که یک نشت به… ادامه مطلب »