جامعه جهانی مانع کاندیدا شدن غنی در انتخابات ریاست جمهوری شود

جامعه جهانی مانع کاندیدا شدن غنی در انتخابات ریاست جمهوری شود

ذکی شهامت


در شرایط فعلی، افغانستان از نظر سیاسی و امنیتی در شکننده‌ترین وضعیت به سر می‌برد. وضعیت امنیتی روز به روز بحرانی‌تر می‌شود و انسجام نیروهای سیاسی داخلی در محوریت نظام مرکزی کاملا از هم پاشیده است. تلفات نیروهای دفاعی و امنیتی به شکل روزافزون افزایش می‌یابد و جنگ فرسایشی طالبان و دیگر گروه‌های مسلح مخالف، سلامت نظام و دستاوردهای دموکراتیک را عملا با چالش جدی مواجه ساخته است. در حالی که  کشور در بحران عمیق سیاسی، امنیتی و اقتصادی به سر می‌برد، اختلاف میان جریان‌های سیاسی هر روز جدی‌تر می‌شود و هیچ دیدگاهی مشترک ملی برای مهار بحران و نجات کشور از وضعیت موجود دیده نمی‌شود. بحران اعتماد سیاسی و مشکلات امنیتی همزمان شده است با تلاش‌های شتابان ایالات متحده‌ی امریکا برای روند صلحی که در نهایت منجر به استقرار امنیت نسبی با مشارکت طالبان در قدرت سیاسی گردد.

به تاریخ ۲۸ و ۲۹ میزان، افغانستان شاهد برگزاری انتخابات پارلمانی بود که سراسر مملو از مشکلات و ناکامی مدیریتی بود. مردم همچنان منتظر اعلان نتیجه‌ی انتخابات پارلمانی‌اند، انتخاباتی که ناکامی مطلق دستگاه انتخاباتی کشور را به نمایش گذاشت. یقینا بسیاری به شفافیت روند انتخابات باور ندارند و تشویش‌های جدی در مورد نتیجه و واکنش‌های اعتراضی بعد از اعلان نتایج وجود دارد.

وضعیت موجود افغانستان نتیجه‌ی سیاست‌ورزی‌های غلط و غیر‌ملی حکومت وحدت ملی و شخص غنی و تیم ارگ ریاست جمهوری است. تیم رییس‌جمهور به جای تلاش برای ایجاد اعتماد میان جریان‌های سیاسی‌ـ‌ قومی حریف بعد از انتخابات جنجالی و بدون نتیجه‌ی ۲۰۱۴، با تمام توان در پی اعمال قدرت به گونه‌ی انحصارگرایانه برای به حاشیه راندن جریان‌های سیاسی مخالف بود. همزمان با تصامیم و سیاست‌‌های اختلاف‌برانگیز داخلی تیم رییس‌جمهور، ‌گروه طالبان و حامیان بیرونی آنان جنگ را شدت بخشیدند. و ضمن به چالش کشیدن نیروهای دفاعی و امنیتی کشور کنترل بیشتری از خاک کشور را به دست گرفتند. به جای بسیج نیروهای دفاعی برای مقابله با تروریستان، رییس‌جمهور آن‌ها را برای سرکوب جنبش‌های اعتراضی مدنی یا سرکوب فرماندهان خیزش‌های مردمی در مقابل طالبان،‌ مصروف ساخت.

بزرگترین اشتباه اشرف غنی ‌در طول حدود چهار سال گذشته، این بود که به جای تلاش برای بسیج نیروهای سیاسی حامی نظام، در محافل ملی و بین‌المللی روی «رییس‌جمهور منتخب» بودن خودش تأکید و همواره تلاش کرد تا واقعیت‌های انتخابات ۲۰۱۴ و ایتلافی بودن حکومت‌اش را انکار کند. شاید در محافل ملی و بین‌المللی کمتر کسانی بوده باشند که با شنیدن اصطلاح «منتخب» بودن به قضاوت اشرف غنی نخندیده باشند. اصرار غنی و تیم‌اش بر «منتخب» بودن رییس‌جمهور نشان می‌دهد که آن‌ها از نتیجه‌ی انتخابات ۲۰۱۴ عقده دارند و از این رو تلاش دارند این  عقده را در انتخابات ۲۰۱۹ ریاست جمهوری با سوءاستفاده از ‌امکانات دولتی و صلاحیت‌های خود و با تکیه بر حمایت یک قوم مشخص جبران کنند. تحقق این سناریو افغانستان را به سوی بحران جدی سوق خواهد داد.

در حال حاضر غنی در وضعیتی قرار دارد که عملا حمایت مهره‌های تأثیر‌گذار قومی خویش را از دست داده است و بسیاری از آن‌ها ‌یکی پس از دیگری با استعفا اطراف رییس‌جمهور را خالی می‌کنند. در عمل غنی فقط وفاداری کسانی را با خود دارد که خودش از طریق تعیینات مبتنی بر باندبازی و قوم‌محورانه در سکتور امنیتی و دستگاه خدمات ملکی جا‌به‌جا کرده است و مشروعیت سیاسی حکومت در سطح ملی به شدت ‌مورد سوال است. غنی از ابتدا در میان اقوام غیر‌پشتون از محبوبیت چندانی  برخوردار نبود و این روزها به دلیل کشیده شدن دامنه‌ی جنگ عملا به هزاره‌جات کمترین اعتمادی که مردم به اشرف غنی داشت نیز از بین رفته و مردم غنی و تیم حاکم را مقصر می‌دانند. افراط در تک روی‌های سیاسی و خصوصیت‌های شخصی رییس‌جمهور سبب می‌شود تا غنی در جلب اعتماد رقبای سیاسی و اقوام غیر‌پشتون هرگز موفق نشود. در حال حاضر غنی فقط برای تعداد اندک از هم‌تباران خودش قهرمان و سیاستگر جدی است. غنی عملا در محاصره‌ی گروهی از افراد قوم‌گرا و فاقد بینش ملی قرار گرفته است. همین حلقه تهاجم گروهی طالبان بر هزاره‌های ساکن در ولسوالی ارزگان خاص که در آن‌جا به کشتارهای گسترده‌ی  مردم ملکی دست زند ‌و در نتیجه صدها خانواده در هوای سرد زمستان از خانه‌های‌شان به ولسوالی‌های اطراف آواره شدند را منازعه قومی قلمداد کرد.

بزرگترین موفقیت غنی توجیه ناکارایی‌ها و سیاست‌ورزی‌های اشتباه تیم‌اش برای ایالات متحده و دیگر حامیان بین‌المللی افغانستان بوده است. در سال‌های تحصیل و زندگی در غرب، غنی مهارت بی‌نظیری در برقراری ارتباط با غربی‌ها و توجیه سیاست‌های نادرست‌اش پیدا کرده است. با استفاده از همین مهارت خاص‌اش، غنی و تیم‌اش موافقت دوستان بین‌المللی افغانستان را برای تک‌روی‌های سیاسی کسب ‌کرد و با استفاده از آن سیاست تقابل با همه‌ی حریفان مطرح سیاسی را به خاطر منافع شخصی و قومی در پیش گرفته است.

متقابلا بزرگترین مشکل در رفتار دوستان بین‌المللی افغانستان اتکاء محض به استدلال‌ها و توجیهات غنی و تیم‌اش بوده است. حمایت‌های بدون شرط ‌امریکا و دیگر دوستان افغانستان از غنی نقش دوستان بین‌‌المللی افغانستان را در اذهان مردم جدا زیر سوال برده است. گزارش ‌اخیر رسانه‌ها از اختلافات جدی میان سفارت امریکا و دادستانی کل نشان می‌دهد که ادعاهای حکومت غنی مبنی بر مبارزه بافساد ‌عوام‌فریبی بیش نبوده است و کمترین اعتماد میان حکومت و بزرگترین تمویل‌کننده آن ـ ایالات متحده امریکا ـ وجود نداد.

تجربه‌ی یک دوره حکومت غنی نشان داد ‌که ‌به شدت احساساتی، قومی و واکنشی عمل می‌کند و توان مدیریت وضعیت پیچیده‌ی افغانستان را ندارد. در شرایط حاضر کمترین انسجام میان نخبه‌های پشتون و غیر‌پشتون وجود دارد، ولی نقطه‌ی مشترک میان بسیاری از آنان مخالفت با ادامه‌ی حکومت غنی برای یک دوره‌ی ۵ ساله‌ی دیگر است. تلاش‌های ایالات متحده برای رسیدن به صلح نسبی نیز تنها در صورتی موفق می‌شود که جریان‌های سیاسی حامی نظام به شکل منسجم از آن حمایت کنند. ایجاد اعتماد میان گروه‌های قومی ـ سیاسی نیاز مبرم و اساسی به حساب می‌آید، هدفی که اشرف غنی و تیم‌اش هیچگاه برآورده نمی‌توانند.

در چنین شرایطی ایجاب می‌کند تا دوستان بین‌المللی افغانستان ـ به خصوص ایالات متحده و کشورهای عضو ناتو ـ برای مهار وضعیت غیرقابل پیش‌بینی سال آینده دست به کار شده و فعال‌تر عمل کنند. جامعه جهانی فریب استدلال‌های غنی و تیم‌اش را نخورند و برای جلوگیری از بحران غنی را از اشتراک در انتخابات ریاست جمهوری و یا ریاست حکومت آینده، بعد از اتمام دوره‌ی قانونی حکومت وحدت ملی، منصرف سازند. ‌غنی هیچ شانسی برای موفقیت در انتخابات پیش رو ندارد و تنها امید به استفاده از امکانات دولتی برای تطمیع مردم در پروسه‌ی انتخابات بسته است. ‌در مقایسه با شرایط ۲۰۱۴، رقبای سیاسی غنی این بار برای ایستادگی در برابر تقلب سازمان یافته‌ی انتخاباتی آمادگی بیشتر گرفته‌اند و اصرار روی برگزاری انتخابات شبیه به ۲۰۱۴ ـ با مدیریت کمیسیون های انتخاباتی فعلی ـ امید به تحقق دموکراسی را کاملا از بین خواهد برد.

۲ دیدگاه

  • بزرگترین دلیل ناگوارشدن شرایط افغانستان این است که ایران نمیخواخدداکتراشرف غنی رئیس جمهورباشدپس آمده است که اوضاع امنیتی افغانستان رابدترکندتامردم ناامیدشوند–حکومت ایران درداخل حکومت افغانستان نفوذکرده است وباعث ایجاداختلاف شده است..این مردم افغانستان هستندکه نبایداجازه دهندروسیه وایران مداخله کنند–عبدااله عبدالله متاسفانه خیلی حامی حکومت ایران است..چرا؟

  • دقیق فرمودی جناب شهامت . غنی برای اثبات اکثریت مطلق قوم خودش و اقلیت بی چون و چرای بقیه اقوام که عموما در انتخابات ها قابل دید و تعیین کننده است سعی در بر هم زدن نظم و امنیت در مناطق هزاره جات و ازبیک ها کرد.
    همه تلاش او اکنون محدود به این شده که در انتخابات بعدی با اتکا به قوم خاصش برنده شود . برای این هدف امار وارقام ها را از هرطرف که خواند به پنجاه نرسید بنأ از گروه های جنایت کار خیانت پیشه و خریت اندیشه قومی خاصش خواست تا به انحصار گرفتن این مناطق مانع اقوام هزاره و ازبیک در انتخابات شود .
    تهاجم طالبان در مناطق شمالی و مرکزی در ماه های قبل از انتخابات ریاست جمهوری بیانگر این واقعیت است .